آرشيو مطالب

انسان موجودی مختار است و با علم و آگاهی راه نیک بختی یا شقاوت را در پیش می گیرد. انسان ها برای یافتن و پیمودن راه کمال و سعادت، نیازمند علم و بصیرتند تا حق را از باطل و هدایت را از گمراهی بازشناسند. امیال و خواهش های درونی، زیبایی و دلفریبی دنیا، مکر و فریب شیطان های درون و بیرون، پیوسته نور بصیرت و آگاهی را در انسان خاموش می کنند و باطل را در لباس حق در برابر او جلوه می دهند. هدف راهبردی انبیای الهی علیه السلام و انزال کتب آسمانی یاری رساندن به انسان و روشن نگه داشتن نور بصیرت و آگاهی در وجود اوست. قرآن کریم و امامان معصوم علیه السلام دو منبع پرفروغ بصیرتند که پیامبر اسلام صلی الله وعلیه وآله از خویش به یادگار گذاشت و همگان را برای یافتن حقیقت و در امان ماندن از گمراهی به تمسّک به آن دو فرمان داد. پرسشی که پیش روی ماست این است که بصیرت دینی چیست و جایگاه آن در منظومه اندیشه ما کجاست؟ چگونه می توان از نور بصیرت قرآن بهره مند گشت؟ تدبّر چه نقشی در تابش بصیرت قرآنی دارد؟ تقوا و طهارت چه نقشی در فهم بهتر قرآن ایفا می کنند؟ موانع تدبّر و فهم قرآن کدام است؟ این ها پرسش هایی است که این نوشتار در صدد پاسخگویی به آنهاست.


 تعریف واژگان

 بصیرت در لغت به معنی دانایی، بینایی، بینایی دل، زیرکی، عبرت و یقین آمده است. راغب اصفهانی، ادراک قلبی را بصیرت و بصر می نامد. طریحی در مجمع(لسان العرب، ج 4، ص 66)(مفردات راغب، ص 46)

 البحرین در تعریف بصیرت گوید:

 بصیرت دلالتی است که به وسیله آن هر چیز آن چنان که هست دیده می شود. بصیرت نور دل است چنان که بَصَر نور چشم هاست. بصیرت را از آن رو دلالت نامیده اند که حق را آشکار می سازد و حقیقت با آن دیده می شود.(مجمع البحرین، ج 1، ص 206)

 عارفان بصیرت را نیرویی قلبی می دانند که به نور قدس روشن گردیده و از پرتو آن حقایق و بواطن اشیاء دیده می شود، چنان که به وسیله چشم، صورت و ظواهر اشیاء دیده می شود.(اصطلاحات الصوفیه، کمال الدین عبدالرزاق قاشانی، تحقیق دکتر محمدکمال ابراهیم، انتشارات بیدار، چاپ دوّم، 1370 ه’. ش، ص 37)

 بصر، دیده ظاهر و بصیرت، دیده باطن آدمی است. عرفا و حکما با تکیه بر این معنا که انسان دارای دو چهره ظاهری و باطنی است از »حواس باطنی« در برابر »حواس ظاهری« و »دیده باطن« در برابر »دیده ظاهر« سخن می گویند، دیدن ظاهر را به عهده دیده ظاهر می نهند و برآنند که دیدن بواطن یا حقایق به عهده دیده باطن است. آنان دیده باطن و بصیرت را به نام هایی چون »دیده دل«، »چشم خرد«، »چشم عقل«، »چشم دل« و »دیده جان بین« نیز می نامند و بر این باورند که دریافت باطن را دیده جان بین باید، چنان که حافظ گوید:(دائرة المعارف تشیع، ج 1، ص 271)

 دیدن روی تو را دیده جان بین باید

این کجا مرتبه چشم جهان بین من است

 بصیرت دینی، ژرف نگری، روشن بینی و شناخت درست و عمیق آموزه های دینی است. بصیرت دینی در مراتب بالاتر ایمان به درک شهودی از حقایق هستی و معارف الهی می انجامد و بینایی دل و دید باطنی نام می گیرد. چنان که قرآن کریم، تقوا، یعنی عمل به آموزه های دینی را زمینه ساز تعلیم الهی، تشخیص حق(بقره (2)، آیه 233)

 از باطل و پی بردن به وسوسه های شیطان درونی و بیرونی می شمارد که از(انفال (8)، آیه 29)(اعراف (7)، آیه 96)

 مصادیق روشن بصیرت دینی هستند.

 طبق این معنا از بصیرت دینی، مؤمن افزون بر این که با دیدی عمیق و نافذ به متون دینی و آموزه های اسلامی می نگرد، با فراست و نور الهی در میان مردم قدم می نهد و(حدید (57)، آیه 28)

 مظاهر حقیقت را با روشن بینی در همه حوادث گوناگون زندگی و شئون حیات می یابد.

 واژه تدبّر به معنی اندیشه در عواقب امور و رموز آن است. طبرسی در(الکلم الطیب (نثر طوبی)، علامه شعرانی، ذیل ماده دَبَرَ)

 مجمع البیان در بیان تفاوت تدبّر و تفکر می گوید:

 تدبّر، تصرّف دل با اندیشه در نتایج امور و تفکر، تصرّف دل با اندیشه در دلایل آنهاست.(مجمع البیان، طبرسی، بیروت، الحیاة، ج 2، ص 171)

 این دو واژه در بیشتر موارد به یک معنا به کار می روند و ما نیز آن دو را به یک معنا، یعنی »اندیشیدن« به کار می بریم.

 جایگاه بصیرت در اندیشه دینی

 رهبران الهی بدون داشتن فهمی عمیق از دین و چشم بصیرت باطنی نمی توانند به مقام نبوّت و امامت راه یابند و پیشوایی مردم را به عهده بگیرند. خدای تعالی تلاش در مقام بندگی و بصیرت را از ویژگی های مهم انبیای بزرگ می شمارد و پیامبراکرم صلی الله وعلیه وآله را به یادآوری آن فرمان می دهد:

 وَاذْکرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیعْقُوبَ أُولِی الْأَیدِی وَالْأَبصَارِ (ص: 45)

 و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که نیرومند و بابصیرت بودند یاد نما.

 علامه طباطبایی درباره این دو ویژگی انبیای بزرگ می نویسد:

 صاحب دست و چشم بودن انبیای نامبرده، کنایه از آن است که آنان در طاعت خدا و رساندن خیرات به مردم و شناخت اعتقاد و عمل درست، بسیار توانمند بودند.(المیزان، ج 17، ص 211)

 مبارزه با جهل و بی خردی از برنامه های راهبردی انبیای الهی است. آنان(حکمت آموزی از اهداف راهبردی انبیا است که قرآن از آن به خیر کثیر نام می برد (بقره: 269). امام صادق علیه السلام حکمت را به تفقّه و فهم عمیق دینی معنی می کند. (بحارالانوار، ج 1، ص 215))

 تلاش می کنند تا عقل و فطرت مردم را بیدار سازند و با آگاهی و بصیرت آنان را به بندگی خدا دعوت کنند.

 قُلْ هذِهِ سَبِیلی أَدْعُوا إِلَی اللَّهِ عَلَی بَصِیرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی (یوسف: 108)

 بگو: این راه من است و من و پیروانم همگان را با بصیرت به سوی خدا می خوانیم.

 قرآن کریم ره آورد وحی را بصیرت آفرینی می شمارد و سود و زیان بصیرت و کوری از درک حقیقت را متوجّه انسان می داند:

 قَدْ جَاءَکم بَصَائِرُ مِن رَبِّکمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِی فَعَلَیها (انعام: 104)

 از سوی پروردگارتان برای شما نشانه های روشن آمد هر که از روی بصیرت می نگرد به سود اوست و هر که چشم بصیرت بر هم نهد به زیان اوست.

 آموزه های اسلامی همه مؤمنان رابه تفکر درعرصه های گوناگون اندیشه دینی دعوت می کنند و آنان را به تفقّه و فهم عمیق دینی فرا می خوانند. »بیش از سیصد آیه از قرآن کریم به تفکر، تذکر و تعقّل دعوت می نماید و راه درست اندیشیدن را می آموزد«.(المیزان، ج 6، ص 255)

 علامه طباطبائی رحمهم الله درباره جایگاه بصیرت و آگاهی در اندیشه و عمل دینی می گوید:

 خدای تعالی در جایی از کتابش حتی در یک آیه از آن از بندگانش نخواسته که کورکورانه به او یا یکی از معارف الهی ایمان آورند یا راهی را ناآگاهانه طی کنند حتی شرایع و احکامی که برای بندگانش واجب ساخته و عقل آنان راهی برای دریافت ملاکات آن ندارد، تعلیل کرده و آثار آن را بیان ساخته است.(همان)

 قرآن کریم با تأکید بر نقش فهم و بصیرت دینی در احیای همه آموزه های اسلامی مؤمنان را از حرکت همگانی برای جهاد باز می دارد و آنان را به علم آموزی و بصیرت بخشی به دیگران فرا می خواند.

 و شایسته نیست مؤمنان همگی [برای جهاد] کوچ کنند. پس چرا از هر فرقه ای از آنان دسته ای کوچ نمی کنند تا در دین آگاهی پیدا کنند و قوم خود را وقتی به سوی آنان بازگشتند بیم دهند، باشد که آنان [از کیفر الهی] بترسند؟(توبه (9)، آیه 122)

 امام کاظم علیه السلام تفقّه و فهم عمیق دینی را رمز بصیرت ورزی و دست یافتن به حقیقت عبادت و مقامات والای دینی می شمارد:

 تَفَقَّهُوا فی دین اللَّه، فان الفقهَ مفتاحُ البصیرةِ و تمامُ العبادةِ والسببُ الی المنازلِ الرفیعهِ والرتبِ الجلیلهِ فی الدّینِ والدّنیا(الحیاة، محمدرضا حکیمی، ج 1، ص 56)

 دین خدا را به درستی بشناسید؛ زیرا فهم دینی کلید بصیرت و تمام عبادت و راه رسیدن به مقامات والای دینی و دنیایی است.

 امام باقرعلیه السلام نیز تکامل حقیقت ایمان را در پرتو فهم دینی ممکن می داند.(بحارالانوار، ج 1، ص 210)

 آموزه های دینی در عرصه های گوناگون معرفتی، اخلاقی و رفتاری آنگاه برکات واقعی خود را در تربیت و تکامل انسان آشکار می سازد که با فهم عمیق و بصیرت همراه گردند. دین ورزی بدون بصیرت پیامدی جز گمراهی و دوری از مقصد ندارد. چنان که امام صادق علیه السلام فرمود:

 العاملُ علی غیرِ بَصیرةٍ کالسائرِ علی غیرِ الطریقِ لایزیدُه سرعةُ السیرِ اِلّا بعداً(کافی، ج 1، ص 43)

 آن که بی بصیرت عمل کند همانند کسی است که در بیراهه حرکت کند که سرعت گرفتن در آن جز دوری از مقصد ثمری برایش ندارد.

 از این رو، کج فهمی ها و نداشتن بصیرت دینی پیروان، از چالش های اساسی پیش روی انبیا و رهبران الهی بوده است. چنان که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

 پشتم را نشکست مگر دو نفر، عالمی بی باک و جاهلی عبادت کننده. اولی با بی باکی خود مردم را از حق دور می سازد و دومی با عبادت خویش مردم را به باطل خویش می خواند.(شرح غررالحکم، خوانساری، ج 6، ص 98)

 تقوا شرط بصیرت دینی

 بصیرت دینی گونه ای بینایی قلبی و دیده باطنی است که آدمی را در شناخت حقیقت و مظاهر آن در عرصه های گوناگون زندگی یاری می دهد. اندیشه ورزی و علم آموزی اگرچه گامی مؤثر در راه رسیدن به چنین بصیرتی است ولی به تنهایی کافی نیست. عمل به دستورات الهی قلب و جان مؤمن را نورانی می سازد و او را از بینشی نافذ برخوردار می کند. با چنین نگاهی، قرآن کریم تقوا را راه وصول به علوم ربانی، فرقان [تشخیص حق از باطل] و وسیله دشمن شناسی می شمارد:(بقره (2)، آیه 233)(انفال (8)، آیه 29)

 إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیطَانِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ (اعراف: 201)

 کسانی که پرهیزگارند چون از شیطان وسوسه ای به آنها برسد خدا را یاد می کنند، و دردم بصیرت یابند.

 امام صادق علیه السلام به عنوان بصری که در سنین پیری در پی علم آموزی بود، فرمود:

 حقیقت علم و بصیرت دینی تنها از راه دانش آموزی به دست نمی آید؛ بلکه حقیقت علم نوری است که خدای تعالی در قلب مؤمن می افکند.(بحارالانوار، ج 1، ص 225)

 امام پس از آن راه دست یافتن به چنین علم و بصیرتی را، در پیش گرفتن طریق عبودیت، عمل کردن به دانسته ها و درخواست دانش از خدای متعال، معرفی می کند. بنابر این، دین شناسی و اندیشه ورزی در کنار تقوا و عمل به آموزه های وحیانی از عوامل ایجاد بصیرت دینی هستند.(همان)

 منابع بصیرت دینی

 براساس سخنی که شیعه و سنّی به تواتر از پیامبراسلام صلی الله وعلیه وآله نقل کرده اند، قرآن و(غایة المرام، ج 2، ص 322؛ بحرانی در غایة المرام این حدیث و با 39 طریق از عامه و 27 طریق از شیعه نقل می کند؛ همان، ص 304 - 367)

 عترت پیامبراکرم صلی الله وعلیه وآله دو منبع اصیل فهم و بصیرت دینی اند. بنا بر این سخن، قرآن و عترت همواره در کنار یکدیگر خواهند بود و تا هنگامی که مسلمانان به قرآن و عترت در حوزه های گوناگون معرفت شناسی، ارزشی و رفتاری پایبند باشند از گمراهی در امان خواهند بود.

 حقیقت قرآن نزد حضرات معصومین علیهم السلام است و آنها الگوهای عملی تربیت قرآنی و مخزن اسرار و معارف قرآن و مفسران واقعی آن هستند. با درک درست و پیروی از آموزه های قرآنی و آنچه در سیره و سخنان پیامبراکرم صلی الله وعلیه وآله و امامان معصوم علیهم السلام آمده است می توان به بصیرت دینی دست یافت و از کجروی ها در امان بود.

 یعقوب بن اسحاق کندی معروف به فیلسوف عرب در زمان امام حسن عسکری علیه السلام کتابی درباره تناقضات قرآن نگاشت. یکی از شاگردان وی خدمت امام حسن عسکری علیه السلام رسید. امام به وی گفت: آیا مرد رشیدی در میان شما نیست تا استادتان را از این کار بازدارد؟ آن مرد گفت: ما از شاگردان وی هستیم، چگونه می توانیم با وی مخالفت ورزیم؟ آنگاه امام به وی فرمود: نزد اسحاق برو، با وی انس بگیر و در اثناء سخن از وی بپرس: آیا احتمال می دهی آنچه تو از قرآن یافتی مقصود خدای متعال نباشد؟ او مردی سخن فهم است، می گوید: احتمال می دهم. آنگاه از وی بپرس: شاید خدای متعال غیر آنچه را تو پنداشتی قصد کرده باشد. آن مرد نزد اسحق رفت و این سخن را به وی گفت. اسحق با اندیشه در این سخن رو به آن مرد کرد و گفت: تو را قسم می دهم که بگویی این سخن از کیست؟ زیرا؛ مثل تو نمی تواند چنین سخن بگوید. پس از اصرار وی آن مرد گفت: این سخن از امام حسن عسکری علیه السلام است. آنگاه اسحاق گفت: مثل چنین سخنی جز از این بیت بیرون نمی آید. دستور داد آتشی افروختند و تمام آنچه نگاشته بود در آتش سوزاند.(مناقب آل ابی طالب، ابی جعفر محمد بن علی بن شهرآشوب، بیروت، دار اضواء، چاپ دوم، 1412 ه’. ق، ج4، ص 457)

 بصیرت قرآنی

 قرآن کریم خود را به اوصافی چون نور مبین، تبیان کل شی، کتاب مبین، ذکر و(نساء (4)، آیه 174)(نحل (16)، آیه 89)(مائده (5)، آیه 15)(حجر (15)، آیه 9)

 موعظه و بصائر وصف می کند. این اوصاف از بیداری بخشی و بصیرت آفرینی(یونس (10)، آیه 57)(اعراف (7)، آیه 203)

 قرآن حکایت می کنند:

 قَدْ جَاءَکم مِنَ اللّهِ نُورٌ وَکتَابٌ مُبِینٌ × یهْدِی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَیخْرِجُهُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیهْدِیهِمْ إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ (مائده: 15 و 16)

 از جانب خدا نوری و کتابی روشن بر شما نازل شده است. تا خدا بدان هر کس را که در پی خشنودی اوست به راه های سلامت هدایت کند و به فرمان خود از تاریکی به روشنایی شان ببرد و آنان را به راه راست هدایت کند.

 وَنَزَّلْنَا عَلَیک الْکتَابَ تِبْیاناً لِکلِّ شَی ءٍ وَهُدی وَرَحْمَةً وَبُشْرَی لِلْمُسْلِمِینَ (نحل: 89)

 ما قرآن را که بیان کننده هر چیزی است و هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است بر تو نازل کرده ایم.

 مفسران قرآن تصریح کرده اند که چون قرآن کتاب هدایت است، هر آنچه را برای هدایت و نجات انسان ها لازم است، بیان کرده است.(المیزان، ج 12، ص 325)

 در روایات آمده است که قرآن تبیان برای هر چیزی است. امام صادق علیه السلام در سخنی فرمود:

 به درستی که من می دانم آنچه که در آسمان ها و آنچه در زمین است و می دانم آنچه که در بهشت است و می دانم آنچه را که در آتش است، و می دانم آنچه تاکنون بوده و آنچه که تا قیامت خواهد بود.

 امام پس از این سخن لحظه ای سکوت کرد و احساس کرد که این سخنان بر شنوندگان گران آمده است، سپس فرمود:

 همه این ها را از کتاب خدای بزرگ می دانم، زیرا خداوند تعالی درباره کتابش فرمود؛ فیه تبیانُ کل شی ء(اصول کافی، ج 1، ص 261، ط بیروت)

 علامه طباطبایی رحمهم الله می فرماید:

 اگر مقصود از »تبیان« در این آیه دلالت لفظی و متعارف نباشد، طبق این روایات می توان از بطون و اشارات قرآن به همه حقایق هستی پی برد.(ر.ک. المیزان، ج 12، ص 325)

 خدای تعالی قرآن کریم را مایه تذکر قرار داده و مؤمنان را به پندگیری از آن دعوت می کند:

 وَلَقَدْ یسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکرِ فَهَلْ مِن مُدَّکرٍ (قمر: 17)

 قطعاً قرآن را برای پندآموزی آسان کردیم؛ پس آیا پندگیرنده ای هست؟

 راه دست یابی به بصیرت قرآنی

 نخستین گام در بهره بردن از نور و هدایت قرآن و بازشدن چشم بصیرت، تلاوت و تدبّر در آیات قرآن کریم است.

 خدای تعالی افزون بر تأکید مکرر بر تفکر، تعقّل و اندیشه ورزی، هدف نزول قرآن را تدبّر، تذکر و پندگیری از آن معرفی می کند و مؤمنان را به تدبّر در قرآن فرا می خواند:

 کتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیک مُبَارَک لِیدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَلِیتَذَکرَ أُولُوا الْأَلْبَابِ (ص: 29)

 کتابی مبارک است که آن را بر تو نازل کرده ایم تا در آیاتش بیندیشید و خردمندان از آن پند گیرند.

 طبرسی در مجمع البیان می گوید: این سخن از پیامبراکرم صلی الله وعلیه وآله شهرت یافته است که چون آیات: ان فی خلق السموات و الارض... (سوره بقره، 190 - 191) نازل گردید، فرمود:

 ویل لمن لاکها بین فکیه ولم یتامّل ما فیها(مجمع البیان، ج 2، جزء سوم، ص 297)

 وای بر کسی که این آیات را در دهانش بگرداند [بخواند] و در آنچه در آن آمده نیندیشد.

 فراوان بوده اند کسانی که با شنیدن آیه ای از قرآن کریم و اندیشه در آن بصیرت یافته و دگرگون گشته اند. فضیل بن عیاض در آغاز، راهزنی بود که همه از او در وحشت بودند. شبی از دیوار خانه ای بالا می رفت؛ از کسی شنید که تلاوت می کرد:

 أَلَمْ یأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ (حدید: 16)

 آیا مؤمنان را وقت آن نرسیده که دل هایشان برای یاد خدا و آن سخن حق که نازل شده است، خاشع شود؟

 این آیه در جان فضیل نفوذ کرد و او را به خود آورد و بیدار ساخت. گفت: قسم به خدا که وقت آن رسیده است و از همانجا مسیر زندگانیش را عوض کرد و راه عبادت و زهد پیش گرفت.(تفسیر روح البیان، شیخ اسماعیل حقی بروسوی، ج 9، ص 365؛ سفینة البحار، آقا شیخ عباس قمی رحمهم الله، ج 7، ص 103. کتب رجال فضیل را یکی از روایان موثق از امام صادق علیه السلام و از زهاد معروف معرفی می کنند. کتاب »مصباح الشریعة« درباره روایات امام صادق علیه السلام منسوب به اوست، وی در پایان عمر در جوار کعبه می زیست و همانجا در روز عاشورا بدرود حیات گفت)

 عالمان مسلمان با تأسّی و یاری گرفتن از سیره و سخنان پیامبر اسلام صلی الله وعلیه وآله و امامان معصوم علیه السلام، آداب گوناگون ظاهری و باطنی برای تلاوت قرآن بیان کرده اند. رعایت این آداب فکر و جان قاری را برای دریافت پیام الهی و تابش نور بصیرت آماده می سازد.

 وضو داشتن هنگام تلاوت قرآن، نشستن با ادب و احترام روبه قبله، پناه بردن به خدا از شیطان، ترتیل و گریه، برخی از آداب ظاهری تلاوت قرآن هستند. درک عظمت سخن حق و لطف و رحمت او به بندگان در نزول قرآن، رعایت محضر خدای تعالی که قرآن کلام اوست، حضور قلب و پرهیز از پراکندگی فکری و قلبی، تدبّر در معانی سخن حق، خود را مخاطب قرآن قراردادن، تأثیر پذیرفتن از آیات خوف و رجاء، ارتقاء در تلاوت قرآن تا به آن درجه که گویا قاری، قرآن را از خدای متعال می شنود، از جمله آداب باطنی تلاوت قرآن است.(حقایق، ملامحسن فیض کاشانی، ص 248 - 257)

 تدبّر از جمله آداب مهم تلاوت قرآن است که بدون آن نمی توان به بصیرت رسید. خدای تعالی پیامبر اکرم صلی الله وعلیه وآله را به ترتیل در تلاوت قرآن دعوت می کند، چرا که خواندن قرآن به آرامی و ترتیل زمینه را برای اندیشه در آن فراهم می سازد.(مزمل (73)، آیه 4)(حقایق، ص 25)

 عالمان اخلاق تکرار آیات قرآن را در نماز و غیر آن برای تدبّر بیشتر در آن سفارش می کنند.(همان)

 ابوذر می گوید:

 پیامبر اکرم صلی الله وعلیه وآله ما را برای نماز شب بیدار می ساخت. پیامبرصلی الله وعلیه وآله شبی به نماز ایستاد و آیه کریمه »إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُک وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّک أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ« را(مائده (5)، آیه 118؛ اگر آنان را عذاب کنی بندگان تو هستند و اگر آنان را بیامرزی تو پیروزمند حکیمی)

 تکرار می کرد.(حقایق، ص 250)

 تکرار برخی آیات قرآن در سیره امامان معصوم علیه السلام نیز آمده است. زهری می گوید:

 امام سجادعلیه السلام فرمود: اگر تمام اهل زمین بمیرند و من تنها بمانم وحشتی به من دست نمی دهد پس از آن که قرآن با من است و امام آنگاه که »مالک یوم الدین« را می خواند این آیه را تکرار می کرد تا آنجا که نزدیک بود روح از بدنش خارج گردد.(اصول کافی، ج 2، ص 602؛ تکرار برخی از آیات و سوره ها به تعداد معین در نمازهای مستحبی وارد شده است، همانند تکرار دویست بار سوره توحید در نماز حضرت علی علیه السلام یا تکرار دویست بار ایاک نعبد و ایاک نستعین در نماز امام زمان علیه السلام)

 گفتنی است حقیقت انسانی تنها در حواس ظاهری و باطنی و عقل و اندیشه او خلاصه نمی گردد. حقیقت انسان را قلب و روح و سرّ وجودی او می سازند و حواس ظاهری و باطنی و عقل و خیال از شئون و مراتب پایین تر وجود او هستند. از این نگاه، در تلاوت قرآن و تدبّر در آن برای رسیدن به عمق سخن خدا، افزون بر حواس ظاهری و باطنی باید با تمام هستی و قلب و روح در محضر خدای تعالی و در خدمت قرآن بود.

 یکی از اسرار تکرار آیات قرآن کریم در نماز و غیر آن در سیره حضرات معصومین علیهم السلام در این نکته نهفته است. روایت شده که امام صادق علیه السلام در نماز تلاوت قرآن می کرد و مدهوش می شد چون به خود می آمد از آن حضرت سببش را می پرسیدند می فرمود:

 پیوسته آیات قرآن کریم را تکرار می کردم تا به حالتی رسیدم که گویی آیات را از سوی نازل کننده آن به عیان شنیدم و توان بشری مکاشفه جلال الهی را تاب نیاورد.(چهل حدیث، امام خمینی رحمهم الله، ص 434، به نقل از: کتاب فلاح السائل، علی ابن طاووس، ص 107 - 108)

 تقوا و طهارت شرط فهم قرآن

 تلاوت قرآن و اندیشه در آن قاری را در آستانه فهم معارف بلند سخن حق قرار می دهد ولی برای راه یابی به چشمه سار زلال آن، تلاوت تنها کافی نیست. آنگاه که تلاوت و تدبّر در قرآن قرین تقوا و طهارت گردد، تابش انوار قرآن آغاز می شود. تقوا و طهارتِ فکر و جان دو شرط مهم در بصیرت قرآنی است.

 قرآن کتابی ساده و معمولی نیست تا انسان بتواند بر اثر آشنایی با قواعد عربی و مانند آن به همه معارفش دست یابد؛ کتابی است که ریشه در اوج آسمان دارد و از علم خداوند سرچشمه می گیرد و درک معارف بی انتهای آن بدون نردبان تقوا و ارتباط با خدا امکان پذیر نیست. اگرچه چشم و گوش و حواس انسان در بهره مندی از علم دخالت دارند ولی جانِ علم و مخزن اصلی آن همان قلب است و خدای سبحان علم الهی را به قلب کسی القاء و الهام می کند که با نیروی تقوا از سلامت و طهارت لازم برخوردار باشد.(تفسیر موضوعی قرآن کریم، آیةاللَّه جوادی آملی، قرآن در قرآن، ج1، نشر اسراء، چاپ دوم، 1378، ص370)

 چنان که ظاهر قرآن را بدون طهارت ظاهری و غسل و وضوء نمی توان دست زد، معارف بلند و بطون قرآن را نیز نمی توان بدون طهارت باطنی لمس کرد، چنان که خود می فرماید:

 إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کرِیمٌ × فِی کتَابٍ مَکنُونٍ × لَایمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ (واقعه: 77 - 79)

 که این قرآن ارجمند است، در نوشته ای فروپوشیده، که جز پاکان را به آن دسترس نیست.

 قرآن ریشه و اصلی دارد به نام کتاب مکنون که این قرآن در آن کتاب مکنون و مرتبط با آن است. معانی اولیه الفاظ قرآن را می توان با طهارت ظاهری از قرآن استفاده کرد ولی درک معارف بلند کتاب مکنون امکان پذیر نیست مگر با طهارت باطنی و قلبی. اگر کسی بخواهد با ظاهر قرآن در تماس باشد بدون طهارت و غسل و وضوء نمی شود، حتی نمی تواند آیات آن را ببوسد اما ارتباط با محتوای عمیق قرآن و با جان و باطن، نیاز به قلبی سلیم و جانی با طهارت دارد.(تفسیر موضوعی قرآن، ص 371)

 از این نگاه اهل بیت عصمت علیهم السلام که اراده الهی بر طهارت آنان از هر رجس و ناپاکی قرار گرفته است از کتاب مکنون و اسرار معارف قرآن باخبرند. عالم و عارف(احزاب (33)، آیه 33)

 بزرگ شیعی ملامحمدتقی مجلسی می گوید:

 شبی در حالتی بین خواب و بیداری پیامبراکرم صلی الله وعلیه وآله را دیدم. با خود گفتم در کمالات و اخلاقشان اندیشه کنم. هر چه می اندیشیدم، عظمت و نورانیتش برایم آشکار می گشت، تا بدان جا که نور وجودش تمام عالم را فراگرفت و من به خود آمدم. به قلبم الهام شد که قرآن خُلق پیامبر اکرم صلی الله وعلیه وآله است، پس شایسته است در آن اندیشه کنم. قرآن را گشودم هر چه در یک آیه می اندیشیدم، حقایق بیشتری برایم آشکار می گشت تا جایی که علوم بی انتها به یکباره بر قلبم وارد می شد. در هر آیه ای می اندیشیدم، چنین بود.(روضة المتقین، ملامحمدتقی مجلسی، ج 13، ص 127)

 تلاوت شایسته قرآن در پرتو تدبّر و تقوا

 خدای تعالی از کسانی خبر می دهد که قرآن را چنان که شایسته است تلاوت می کنند:

 الَّذِینَ آتَینَاهُمُ الْکتَابَ یتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ (بقره: 121)

 امام صادق علیه السلام در معرّفی »حق تلاوت« و تلاوت شایسته قرآن می فرماید:

 آیاتش را روشن و شمرده می خوانند، سعی می کنند معنایش را بفهمند، و احکام و فرامینش را به کار می بندند، به وعده اش امیدوارند، از عذابش می ترسند، از داستان هایش سرمشق می گیرند، از مثل هایش پند می گیرند، امرهایش را به جا می آورند و از نهی هایش دوری می کنند. به خدا سوگند که حق تلاوت قرآن به حفظ آیات و پشت سرهم خواندن حروف و کلماتش و تلاوت سوره های آن نیست. حروف و کلماتش را حفظ می کردند و حدود و معانیش را فرو می گذاشتند، بلکه به تدبّر و تأمل در آیات آن است؛ خدای متعال می فرماید: »کتابی است خجسته که به سوی تو فرو فرستادیم، تا در آیات آن تدبّر کنند.«(میزان الحکمة، مهدی ری شهری، با ترجمه فارسی، ج 3، ص 4824)

 سیره پیشینیان که توفیق تدبّر و فهم قرآن نصیب آنان می گردید این بود که نخست ده آیه را از پیامبر اکرم صلی الله وعلیه وآله تعلیم می دیدند و تا آنچه را از معارف علمی و دستورات عملی مربوط به آن ده آیه را به خوبی فرا نمی گرفتند وارد آیات دیگر نمی شدند.(بحارالانوار، علامه مجلسی، چاپ بیروت، ج 89، ص 106)

 گاه چنان بارقه ای از سوی خداوند در دل آنان اثر می کرد که رسول خداصلی الله وعلیه وآله از آنان به »فقیه« نام می برد. شخصی نزد پیامبرصلی الله وعلیه وآله آمد تا به او قرآن بیاموزد وقتی به آیه »فَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیراً یرَهُ وَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یرَهُ« رسید، گفت: این کلام(زلزال (99)، آیه 7 - 8)

 برای من کافی است و به سوی زادگاهش بازگشت. پیامبراکرم صلی الله وعلیه وآله درباره او فرمود: این مرد بازگشت در حالی که فقیه است؛ یعنی با فهم و بصیرت بازگشت.(بحارالانوار، ج 89، ص 107)

 موانع نور بصیرت قرآن

 قاری برای بهره بردن از نور معرفت و بصیرت قرآن باید با تمام شئون هستی خود در خدمت قرآن کریم باشد. شایسته است حواس ظاهری و باطنی و فکر و قلب خود را از پلیدی های و موانع فهم و تابش نور بصیرت قرآن پاک گرداند تا فکر و جانش به نور قرآن نورانی گردد. پیامبراکرم صلی الله وعلیه وآله فرمود:

 اگر شیطان ها بر قلب بنی آدم احاطه نمی یافتند، ملکوت هستی را می یافتند.(همان، ج 56، ص 163)

 دریافت ملکوت قرآن کریم نیز بدون کنارزدن پلیدی های شیطان جن و انس از فکر و جان انسان میسر نخواهد بود.

 سنایی غزنوی در این باره چه زیبا سرود:

 عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد

که دارالملک ایمان را مجرّد بیند از غوغا

 عجب نبود گر از قرآن نصیبت نیست جز نقشی

که از خورشید جز گرمی نیابد چشم نابینا(دیوان حکیم سنایی غزنوی، به اهتمام مدرس رضوی، انتشارات کتابخانه سنایی، ص 52)

 برخی از موانع فهم قرآن عبارتند از:

 1. ناآشنایی به زبان قرآن و توجّه کافی نکردن به ترجمه های فارسی.

 2. زیاده روی در توجّه به آداب قرائت و مخارج حروف و بی عنایتی به معانی و معارف آن.

 3. محدودساختن بی منطق قرآن به یک معنا و انس گرفتن و تعصّب ورزیدن بر آن.

 4. پیش داوری و حمل کردن آرای شخصی بر قرآن که از آن به »تفسیر به رأی« نام می برند.

 5. بی توجهی به درس آموزی از قرآن کریم و عمل نکردن به فرامین آن.

 امام خمینی رحمهم الله راه استفاده از قرآن را داشتن روحیه درس آموزی از قرآن می داند:

 مطلب مهمّی را باید در نظر بگیری که با توجّه به آن راه استفاده از کتاب شریف بر تو باز شود و ابواب معارف و حِکم بر قلبت مفتوح گردد و آن این است که به کتاب شریف الهی نظر تعلیم داشته باشی و آن را کتاب تعلیم و افاده بدانی و خود را موظف به تعلّم و استفاده بدانی.(آداب الصلوة، امام خمینی رحمهم الله، ص 192)

 6. ارتکاب گناهان، داشتن صفات ناپسند و پیروی از هواهای نفسانی.

 هر یک از این امور دل را تاریک می سازد و نورانیت و صفای باطن را برای درک معارف قرآن از بین می برد. خدای تعالی متکبران را از فهم آیات الهی محروم می سازد(اعراف (7)، آیه 146)

 و پیروی هواهای نفسانی را باعث تاریکی دل و بسته شدن چشم بصیرت می شمارد.(جاثیه (45)، آیه 23)

 گستره تدبّر در قرآن

 قرآن کریم معارف گسترده ای را در حوزه های گوناگون معرفتی از خداشناسی، هستی شناسی، انسان شناسی و فرجام شناسی تا سرگذشت اقوام و انبیاء گذشته و راه و رسم عبودیت و سیر و سلوک، پیش روی ما قرار می دهد. امام خمینی رحمهم الله فهرستی از مطالب مهم قرآن را چنین بیان می دارد:

 1. دعوت به معرفت اللَّه و بیان معارف الهیه.

 2. دعوت به تهذیب نفوس و بیان کیفیت سلوک الی اللَّه.

 3. سرگذشت انبیاء، کیفیت تربیت آنان از سوی خدا، کیفیت تربیت مردم و چگونگی سیر و سلوک آنان.

 4. حکمت ها و مواعظ الهی.

 5. بیان احوال کفار و منافقین و دشمنان انبیاء و عواقب آنها از جمله ابلیس.

 6. قوانین شریعت و آداب و سنن الهی.

 7. احوال معاد و براهین اثبات آن و کیفیت عقاب و ثواب و تفاصیل بهشت و جهنم.

 8. براهینی که خدای متعال برای اثبات معارف حقه یا خود اقامه کرده یا از انبیا حکایت نموده است.(آداب الصلوة، امام خمینی رحمهم الله، ص 184 و 190)

 با کنار زدن موانع فهم قرآن و تدبّر درست در هر یک از حوزه های معارف قرآنی می توان به گونه ای از بصیرت قرآنی دست یافت.

 جمع بندی

 بصیرت دینی فهم عمیق دینی و بینایی و دید نافذی است که از شناخت درست و عمل به آموزه های دینی به دست می آید. قرآن کتابِ هدایت و مهم ترین منبع بصیرت بخشی و آگاهی آفرینی است. برای بهره بردن از نور بصیرت و آگاهی قرآن باید موانع و حجاب های فهم قرآن را از فکر و جان کنار زد و با تقوا و طهارت دل و رعایت آداب ظاهری و باطنی به تلاوت و تدبر در ابواب گوناگون معارف قرآن پرداخت. بی توجهی به حجاب ها و موانع، رعایت نکردن آداب ظاهری و باطنی تلاوت قرآن و اندیشه نکردن در معارف بلند قرآن موجب محرومیت از نور بصیرت قرآنی است.

پدید آورنده : سیدقوام الدین حسینی

http://www.hawzah.net

[ ۱۳٩۳/٩/٢٥ ] [ ۸:٠٦ ‎ق.ظ ] [ لایق رفعت ]

.: Weblog Themes By Layegh Rafat :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
RSS Feed